تبلیغات
Last Salvation

Last Salvation
 
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

در پاسخ به اینکه چرا نام ائمه در قرآن نیامده است باید گفت که روش آموزشی قرآن بیان کلیات واصول عمومی است،تشریح مصادیق وجزئیات غالباً بر عهده ی پیامبر گرامی(ص) می باشد. رسول خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بودند،بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشتند؛چنان که می فرماید:

"...وَ اَنزَلنا اِلیکَ الذِّکر لِتُبَیِّنِ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلیهِم وَ لَعَلِّهم یَتَفَکَّرون(نحل/44)... قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است ،برای آنها بیان کنی و آشکارسازی؛شاید آنان بیندیشند."

در آیه ی یاد شده می فرماید:"لِتُبَیِّنَ" ونمی گوید"لتقرأ" یا "لیتلو" واین نشانه ی آن است که پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت ،باید حقایق قرآنی را روشن سازد.

بنا بر این انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید،همانند این است که انتظار داشته باشیم همه ی جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود.نماز وروزه و زکات که از عالی ترین فرائض اسلام است، به طور کلی در قرآن وارد شده وتمام جزئیات آنها از سنت پیامبر(ص)گرفته شده است.

اینک برخی از روش های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان میکنیم:

1)معرفی با نام:

گاهی شرایط ایجاد میکند که فردی را به نام معرفی کند؛چنان که می فرماید:

"وَ مُبَشِّراً بِرَسولٍ یَأتِی مِن بَعدی اِسمُهُ أَحمَد(صف/6)...(حضرت عیسی(ع) میگویند:)من به شما مژده ی پیامبری را میدهم که پس از من میایدو نامش احمد است."

در این آیه حضرت مسیح(ع)، پیامبر پس از خویش را ، به نام معرفی میکنندو قرآن نیز آن را از حضرتش نقل میکند.

2)معرفی با عدد:

و گاهی شرایط ایجاد میکند که افرادی را به عدد معرفی کند؛ چنان که می فر ماید:

"وَ لَقَد أخَذَ الله میثاقَ بَنی اِسرائیلَ وَ بَعَثنا مِنهُمُ اثنَی عَشَرَ نَقیباً(مائده/12)...و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت واز آنان دوازده سر گروه بر انگیختیم."

3)معرفی با صفت:

بعضی اوقات شرایط ایجاب میکند که فرد موردنظر را با اوصاف معرفی میکند،چنان که پیامبر خاتم(ص) را در تورات وانجیل ، با صفات معرفی کرده است:

"اَلّذینَ یَتَّبِعونَ الرَّسول الأُمّی الّذی یَجِدونَهُ مَکتوباً عِندَهُم فِی التَّوراةِ وَ الاِنجیلِ یَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ یَنهاهُم عَنِ المُنکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَ یُحَرّمُ عَلَیهِم الخَبائِث و یَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم وَالأغلالَ الّتی کانَت عَلَیهِم...(اعراف/157)

کسانی که از رسول ونبی درس ناخوانده ای پیروی میکنند که نام و خصوصیات او را در تورات وانجیل نوشته میابند،که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی ها بازشان میدارد،پاکی ها را برای آنان حلال کرده و نا پاکی ها را تحریم می نماید وآنان را امر به معروف و نهی از منکر میکند و بار های گران و زنجیر هایی که بر آنان بود،از ایشان بر میدارد..."

 

با توجه به این روش،انتظار این که اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید ، یک انتظار بی جا است، زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام  است وگاهی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.

اگراین اصل را بپذیریم و بگوییم خدا باید کلیه ی مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذکر کند،تا مسلمانان دچار تفرقه نشوند، در این صورت باید صدها مسأله ی کلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی درقرآن ذکر شده باشد ،مسائلی که قرن ها مایه ی جنگ وجدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است؛

ولی قرآن در باره ی آنها به طور صریح و قاطع که ریشه کن کننده ی نزاع باشد سخن نگفته است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکر و دقت در مفاد آیات دعوت میکند ، بیان قاطع همه ی مسائل به گونه ای که همه ی مردم را راضی کند برخلاف این اصل است.

معرفی به نام ، برطرف کننده ی اختلاف نیست!

شاید تصورشودکه اگر نام امام یا امامان در قرآن می آمد،اختلاف از بین میرفت ؛ در حالیکه این اصل کلیت ندارد ، زیرا درموردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.

بنی اسرائیل ،از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خداتعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین های غصب شده ی خود را باز ستانند و اسیران خود را آزاد سازند .آنجا که گفتند

"ِاذ قالوا لِنَبیٍّ لَهُمُ ابعَث لَنا مَلِکاً نُقاتِل فی سَبیلِ الله(بقره/246)...آنان به یکی از پیامبران خود گفتند:برای ما فرمانروایی تعیین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم."

پیامبر آنان به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی کرد:

"اِنَّ الله قَد بَعَثَ لَکُم طالوتَ مَلِکاً(بقره/247)...به راستی که خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است."

با وجودی که نام فرمانروا به صراحت گفته شد ، آنان زیر بار نرفتند وبه اشکال تراشی پرداختند:

أنّی یَکونُ لَهُ المُلکُ عَلَینا وَ نَحنُ أَحَقُّ بِالمُلکِ مِنه وَ لَم یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ(بقره/247)...ازکجا میتواند فرمانروای ماباشد ،حال آنکه ما به فرمانروایی از او شایسته تریم،و او توانمندی مالی ندارد؟"

این امر دلالت میکند که ذکر نام برای اختلاف کافی نیست، بلکه باید شرایط جامعه ،آماده ی پذیرایی باشد.

چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده گانه ، سبب میشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد امامان جلوگیری کنند.چنانکه این مساله درباره ی حضرت موسی(ع)رخ داد.

درباره ی حضرت مهدی(عج) که اشاره ای به نسب و خاندانشان شد،حساسیت های فراوانی پدید آمد وخانه ی حضرت امام حسن عسکری(ع) مدت ها تحت نطر و مراقبت بود تا فرزندی به دنیا نیاید و درصورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

در قرآن آیات متعددی وجود دارد که به حضرات ائمه(ع) اشاره دارد که یکی از آنها بیان میشود:

طبق سخن امام محمد باقر(ع) در آیه ی شریفه ی"اِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِند اللّه اِثنی عَشَرَ شَهراً فی کِتابِ الله (توبه/36)...تعداد ماه ها در کتاب خداوند،دوازده ماه است"مقصود ماه های محرم و صفر و ربیع نیست؛

زیرا خداوند بعد از آن میفرماید:"ذلکَ الدّینُ القَیِّم" در صورتیکه یهود ونصاری ومجوس وسایر مردم وملل دوست و دشمن،همه این ماه ها رامیشناسد و به نام میشمارند(بنابراین دانستن آنها دین پایدار نخواهد بود)بلکه مقصود ائمه(ع) هستند که دین خدا به وجود آن ها پایدار است.

منبع:راهنمای حقیقت:نوشته ی آیة الله سبحانی 




[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ wistful ... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن
با خــــدای خود